یکشنبه 1388/08/24
وبلاگ چيست ؟
وبلاگ چيست ؟
وبلاگ ، يک صفحه وب ( مشابه يک روزنامه شخصی ) و با قابليت دستيابی عموم کاربران به آن است . وبلاگ ها ، بر اساس يک نظم خاص بهنگام و محتوی بلاگ نشاندهنده شخصيت مولف و يا مولفان آن می باشد . اولويت استقرار و يا نشر مطلب بر اساس يک ساختار زمانی شکل می گيرد. در اين حالت خوانندگان بلاگ ها همواره در ابتدا جديدترين مطلب و يا مطالب منتشر شده را مشاهده و در صورت تمايل آن را مطالعه می نمايند .
در ادامه بخوانید
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 2:19
سه شنبه 1388/08/19
گەردەلوولی ئاسن = لوولەی تفەنگ
گەردەلوولی ئاسن
حامید بههرامی - مهریوان
http://hamedbahramy.blogfa.com/
لە گەردەلوولی ئاسندا
هەر شارو دێیە رۆدەچێ
لە گەردەلوولی ئاسندا
مێشکی ژنە ئەتەپێتو
دڵی پیاوە کە ژەنگ دێنێ
لە گەردەلوولی ئاسندا
هەر هاوارو
زامو
خوێنە
چرۆ دەکات
لە گەردەلوولی ئاسندا
لوولەی تفەنگ دە پشکووتێ
لوولەی تفەنگ
دەبێتە ملوانکەی شینی هەڵمەتو
لە گەردەنی پیاو چاکانی سەدە دەکرێت …
لوولەی تفەنگ
دەتباتە بوم بەستی عیشقو
گۆرستانت پێدەبەخشێ …
لوولەی تفەنگ
دەبێتە پلوسکەی خوێنو
دەبێتە فوارەی ژانو
دەبێتە میمبەری راستی…
لوولەی تفەنگ
دەبێتە تۆفانی مەرگو
چاو ئەندێشە پڕۆ دەکات ...
***
لە گەردەلوولی ئاسندا
نەتەوەیەک
خەو بە کۆترو دەبینێتو
نەتەوەیەک
بە سەر لافاوی خوێناودا
پرد ئەبەستێ …
لە گەردەلوولی ئاسندا
بەس دووکەڵە پێدەکەنێ
بەس گەنمە تاو دەنرێ
بەس دار بەڕوو دەسوتێنرێ
بەس زەیتوونە هەڵدەپاچرێ
لە گەردەلوولی ئاسندا
بەس پاوانە بۆ رۆبارە
تەنیا قەفەس بۆ ئاسمانە …
قوڵ هەڵماڵین بۆ شەوگارە …
لە گەردەلوولی ئاسندا
نەتەوەیەک
خەو بە کۆترۆ دەبینێتو
نەتەوەیەک
بە سەر لافاوی هاوارا پرد ئەبەستێ
نەتەوەیەک
چنار لە ناو مشتیا دەڕویَو
نەتەوەیەک
تەوری دەبێ
نەتەوەیەک
هەتاو دەکاتە بووکی ئەندێشەییو
نەتەوەیەک
شەوگار دەکاتە زاوایی پزیسکەکان
نەتەوەیەک
ماسی دێنێ بۆ سەرچاوی
نەتەوەیەک
زەلکاو دەکا بە پاوانەی ئاسکەکانی دەوروبەری
نەتەوەیەک …
نەتەوەیەک …
لە گەردەلوولی ئاسندا
زەیسانەکانی وڵاتێک
هەڵووکۆتر دەنێنە ناو بێشکەیەکو
زەیسانەکانی وڵاتێ
داو و تفەنگ
دەکەن بە مەلۆتکەی دووکەڵو
خوێنیان دەوەێ …
***
لە گەردەلوولی ئاسندا
لوولەی تفەنگ دەپشکووتێ
لوولەی تفەنگ
دەبێتە مەشخەڵی چاو و
ئەم تولەڕێ درۆزنەت پێدەپێوێ …
لوولەی تفەنگ
دەبێتە ملوانکەی شینی هەڵمەتو
لە گەردەنی قەسابانی وڵاتی داسو تفەنگ رادەمووسێ
لوولەی تفەنگ
دەبێتە ئاڵای سەرکەوتن
لولەی تفەنگ
لە گەردەلوولی ئاسندا
دەبێتە تۆفانی مەرگ و
چاوی بیری ئەم سەدەیە
هەڵ دەکۆڵێ …
کانیدینار ـ 6/5/77
لە استورەی زەرتشتیدا ئاخرین هەزارەی ژیانی بەشەر کەهەزارەی ئاسنە ساڵی سەرلێ شێواوی بەشەرە …
تکایه له گهڵ ناو بردنی بلۆگهکهدا کهڵکی لێ وهر گرن و بڵاوی کهنهوه.
http://hamedbahramy.blogfa.com/
ئهم شیعره له ساڵی ۸۱ی ههتاوهی دا له ئهنجومهنی ئهدهبی مهریواندا خوێنرایهوه و پێشوازیهکی زۆری لێ کرا.
ئێستاش به هۆی سهرههڵدانی دووبارهی تفهنگهوه لێرهدا دایدهنێم.
تفنگت را زمین بگذار!/

از کیارش زندی
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 22:2
سه شنبه 1388/02/22
قرآن
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك .....
ادامه...
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 2:36
چهارشنبه 1386/11/03
دراويش و محرم
دراويش و محرم
حامد بهرامی

کوتاه بگویم مدتهاست که فرقه قادریه نیمه تعطیل می باشد و جز در تکیه ها صدایی از آنها شنیده نمی شد و در بیرون از آنجا نمودی نداشتند اما امسال و در این ماه محرم در روز تاسوعا مثل این که با اجازه ی مخصوصی خیابان شهر مریوان را قرق نمودند و از پادگان تا محله ی تکیه شور عاشقانه به راه انداختند و همراه با ذکر و دف نوازی و حمل بیداخ های سبز رنگ و با شعار "مه ولای درویشان علی یه"خیابانها را درنوردیدند و و خلق الله را به یاد ایام پر دبدبه و شکوه خود انداختند . البته باید گفت که بر خلاف معمولشان زنان نیز پشت سر آنها در حرکت بودند و این کاروان را همراهی می نمودند.......
فقط می توان پرسید آیا میان محرم و دراویش رابطه ای وجود دارد یا این که برنامه ای است برای تغییرات ضروری در صف آرایی عرصه حرکتهای بیداری اسلامی و یا حربه ای است جهت کنترل قدرت رو به افزایش تصوفی که قبلا خود بیدارش نموده بودند و یا ...............
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما بگویید...........

این هم از گذشته......
درويش قادري در شور و جذبه مربوط به نمايشي است كه در تكيه دهكده «ميرزا ميرانشاه» مريوان در برابر قطب بزرگ فرقه قادري «شيخ ـ عبد الكريم برزنجي» ترتيب يافته بود

شاید بی ربط نباشد اگر به موضوع قمه زنی در وبلاگ علوم و فناوری نیز
مراجعه نمایید.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 0:10
جمعه 1386/06/02
ما ديگر كاوهي آهنگر نيستيم
ما ديگر كاوهي آهنگر نيستيم
حامد بهرامي مریوان -
hamedbahramy@yahoo.com
تا به حال بحثهاي فراواني در رابطه با اسطورهي كاوهي آهنگر و فريدون و ضحاك صورت گرفته است و بسياري بر اين باورند كه ضحاك پادشاهي ظالم و مار دوشي بودهاست كه كاوهي آهنگر كه از تبار كردان بوده بر ضد او شوريده و از قدرت ساقطش نموده و آن گاه حكومت را به فريدون سپرده و به ميمنت آن پيروزي آتش روشن ميكند و نوروز را پايه گذاري مينمايد.
البته گروه ديگري از محققان بر اين عقيدهاند كه اژدهاك( آستیاگ که معرب آن ضحاک شده است ) همان آخرين پادشاه عادل ماد ميباشد كه توسط هخامنشيان سقوط نمود و گويا كه فريدون نماد كورش هخامنشي و كاوه از خائنين كردي بود كه به مكر كورش فريفته و با دشمنان ملت خود هم پيمان گشته و راه سقوط حكومت خود را هموار ساخت .اما بعدها به دليل اسطوره سازي و حكومت فارسها اين واقعهي تاريخي نمای ديگري يافت و اژدهاك - آستیاگ - منفور و كاوه و فريدون نماد عدالت خواهي گشته و نوروز نيز جشن ملي فارسها گشت كه به همين دليل اسطوره سازي نيز خواسته يا ناخواسته و ندانسته بر فرهنگ كردان مستولي گشت.
در ادبيات كردي ميتوان آثار بسياري در مدح كاوه و نوروز ديد اما هرچند كه خود بدين امر باور ندارم اما بيشتر از اين در فكر بحث و بررسي آن نيستم بلكه مراد من فقط يك نكته از اين اسطوره ميباشد كه در آن اتفاق نظر ميباشد و آن كمك كاوهي آهنگر كرد نژاد به فريدون گويا پارسي ( يا حداقل غير هم نژاد با خود ) است.
مدتهاست كه كردان قوم سرگشتهي زمين ميباشند و با حقوق خود بسي فاصله دارند و يا بهتر بگوييم ميان كردان و حقوقشان بسي فاصله انداختهاند. شايد نتوان منكر اين شد كه خود آنان به گونهاي در آن امر دخيل ميباشند و آن كمك به ديگران بدون هيچ گونه چشم داشتي بوده است كه بعدها نيز توسط همان افراد به آنان خيانت شده و حقوقشان توسط همان دوستان نيمه راه و فرصت طلب پايمال گشته است.
هرچند كه ميان دست يابي به روشن فكري ميان ما هنوز فاصلهبسي طولاني وجود دارد اما خوشبختانه قدمهاي بلندي برداشته شده است كه همين شركت سي و هفت درصدي در انتخابات نهمين دورهي رياست جمهوري شاهد آغاز راهمان ميباشد . البته بايد اذعان نمود كه اين راه را در ششمين انتخابات رياست جموري آغاز نموده بوديم كه جهت مخالفت با يكي از نامزدها به رقيب او رأي داديم و در انتخابات قبلي شوراها و مجلس شورا كمترين رأي ايران رادر صندوقها به معنای واقعیش ریختند.
در واقع اين نيز جاي بسي خوشحالي است كه مردم ما به دركي رسيدهاند كه دگر كوركورانه به هر چيزي تن در نميدهند و قبل از هر چيزي ميخواهند حقوق انساني خود را پس بگيرند آن گاه بر سر ميز مذاكره و تقسيم ارث برادرانه بنشينند. تا ندانند كجاي سفره قرار ميگيرند صبوري و مهمان نوازيها را فراموش خواهند كرد .
و اين جاست كه هر كردي شعار خواهد داد كه ما ديگر كاوهي آهنگر نيستيم تا براي فريدونها پله بسازيم و خود در كنج فراموشي از اسطوره ها حذف شويم اگر ما اسطوره سازيم ميخواهيم اسطورههاي خود را بسازيم.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 2:15
شنبه 1386/02/22
6،5،4،3،2..... قلوهای انترنتی
6،5،4،3،2..... قلوهای انترنتی
رعایت حق نویسندگان
حامد بهرامی
کار فکری و هنری و در کل تولید فکر و اندیشه امری ارزشمند بوده و جای بسی تقدیر دارد . در جوامع بسیاری حق کپی رایت به رسمیت شناخته شده و از حمایت قانون رسمی کشور برخوردار بوده و از طرف دیگر نیز به عنوان فرهنگی میان مردم نهادینه شده است که به خود اجازه کپی و تکثیر و توزیع تولیدات فکری و هنری و ادبی و ... نمی دهند خواه در کتاب یا نشریه و یا در یک سی دی و یا یک عکس و تصویر و یا حتی از یک سایت و یا وبلاگ و .... باشد و همین امر موجب تشویق نویسندگان و مخترعان و مکتشفان و هنرمندان شده و گاه یک مقاله و یا یک متن ادبی و یا .... برای صاحب خود ثروت و ارزش به همراه می آورد و برای مدیران سایت و یا وبلاگ مراجعه کنندگان بیشتر جذب می نماید و گاه همین امر موجب روی آوری دیگران برای درخواست نصب تبلیغات و آگهیهای شرکت خود در آن سایت یا وبلاگ خواهد شد .
اما در ایران حق کپی رایت ، آن هم نه فراگیر و کلی، تازگی ها به رسمیت شناخته شده است و هنوز هم به یک فرهنگ عمومی تبدیل نشده است.
وقتی در انترنت به سیر و سیاحت می پردازی پس از چند آدرس خود به خود متوجه می شوی که داری تصاویر و مطالب تکراری را از نظر می گذرانی و گاه چند سایت و وبلاگ را با نامهای مختلف اما دقیقا کپی هم را خواهی دید که حتی در جزئیات با آن یکی متفاوت نمی باشد. وگاه آدرسی را خواهی دید که تمامی مطالب آن ، از دیگر وبلاگ ها و سایت ها جمع آوری شده و بدون هیچ پیوندی میان مطالب "چیشتی مجیور "ی فراهم آمده است که نگو و نپرس.
البته نباید سایت ها و وبلاگ هایی را از نظر دور داشت که به روشی درست و متناسب و تخصصی تر به گردآوری مطالب انترنت خواهند پرداخت و با آوردن بخشی از متن اصلی برای مطالعه، ادامه آن را به صفحه همان متن در وبلاگ یا سایت قرض دهنده لینک خواهند داد و بدین صورت هم خوانندگان و جویندگان را راهنمایی می نمایند و هم با آوردن بخشی از متن ، علاقمندان را به آدرس اصلی لینک می دهند و افراد را با وبلاگ ها و سایت های جریان ساز و یا تولیدگر رهنمون می شوند و مراجعه کنندگان آن آدرس ها را افزایش می دهند که نمونه آنها وبلاگ روچنه می باشد که به این صورت عمل می نماید . سایت و ویلاگ های نیز هستند که به صورت تخصصی روی امری تحقیق نموده و سعی در جمع آوری تمام مطالب مربوط به آن موضوع می نمایند که این امر هرچند ارزشمند و مفید است اما نباید با این بهانه منبع مطالب خود را ذکر ننموده و به آدرس انترنتی آن اشاره ننمایند و یا حداقل به عنوان قدر دانی از آن سایت و وبلاگها نام آنها را در میان لینک های خود قرار ندهد.....
ای کاش دیگر سایت ها و وبلاگها نیز از آوردن متن کامل دیگران در صفحه اصلی خود ، خوداری می نمودند و یا با آوردن بخشی از آن متن یا با معرفی آثار هنری و سپس لینک دادن به آدرس های اصلی به امر تولیدات کمک می نمودند و حرمت تولیدگران نوشتاری را پاس می داشتند .
آیا به مقصود خواهیم رسید و فرهنگ درست کپی رایت نیز میان ما گسترش خواهد یافت؟؟

دوستان گرامی:
برای استفاده از این مطلب و دیگر مطالب وبلاگ خواهشمندیم نام و آدرس وبلاگ را در آغاز متنتان قرار دهید. و پس از آوردن بخشی از مطلب ،ادامه را به خود این وبلاگ لینک دهید .
حقوق دیگران را محترم بشماریم
با تشکر : وبلاگ طلوع دوباره
http://hamedbahramy.blogfa.com
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 1:1
یکشنبه 1386/02/02
ما و کامنت های وبلاگ نویسان
شاید یکی از جهات مثبت وبلاگ ها امکان نظر دهی در مورد متن مورد مطالعه می باشد.اما از اشتباهات ما این است که معمولا یا نظر نمی دهیم یا اگر نظر هم بدهیم کاری به متن مورد مطالعه نداریم و با این تصور که دیگران اخرین مطلب پست شده که معمولا در آغاز صفحه ظاهر می شود می خوانند نظر خود را که بیشتر تشکر و مبارک باد گفتن است در بخش کامنت های همان مطلب نصب می نماییم.در حالی که چون یک آرشیو موضوعی وجود دارد و هر بخش خوانندگان خاص خود را داراست هم چنین موضوع ها چون دیگر مطالب خبری دچار کهنگی نخواهند شد و برای آن خوانندگان خاص همیشه تازه است بهتر آن است که در مورد مطالب متفاوت در زیر همان قسمت نظر خود و تحلیل خود را ارسال نماییم تا این گونه خوانندگان اختصاصی در مورد مطلب مورد علاقه خود نظرات شما و دیگر دوستان را ببینند.
از طرف دیگر کامنت گذاری و نقد و بررسی متن نصب شده موجب تشویق نویسنده مطلب و مدیر وبلاگ خواهد شد بنابراین سعی کنید با نظر دادن و کامنت گذاری و معرفی آن مطلب یا کل وبلاگ به دیگر دوستان در امر انتشار و بالا بردن آمار خوانندگان و مراجعه کنندگان و کامنت گذاران وبلاگ مورد علاقه اتان بکوشید.
با سپاس
طلوع دوباره ی حامد بهرامی
شما را به خواندن مطلب زیر که در واقع تتمه و در ادامه همین مبحث است ( البته از زاویه دیگر دوربین ) فرامی خوانم.
دوستان گرامی:
برای استفاده از این مطلب و دیگر مطالب وبلاگ خواهشمندیم نام و آدرس وبلاگ را در آغاز متنتان قرار دهید. و در پایان نیز همین مطلب را بیاورید و آن را حذف نفرمایید که دیگران نیز از شما عزیزان لینک خواهند گرفت.
با تشکر : وبلاگ طلوع دوباره
http://hamedbahramy.blogfa.com
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 2:28
شنبه 1386/02/01
ساکت. کسی حق اظهار نظر نداره
ساکت. کسی حق اظهار نظر نداره
... و یکی از بد عادتی های ما این است که زیاد به امور نوشتاری ور نمی ریم و اگر کمکی هم بایستیم و دزدکی و با عجله نگاهی بیندازیم اما بدون هیچ اظهار نظری در می ریم و مغز عزیز خود را درگیر نمی سازیم آخه ما را چه به این کارها و به این درگیری و بزن ببند.
راستش و بخواهید ما ایرانی ها چنان تو سری خور پرورش یافته ایم که زیر لب هم ، اون هم مخفیانه و پشت به دیوار نمی توانیم نظر بدیم . همه ما که دانش آموز بودیم و یا هستیم این را خوب تجربه کرده ایم . از ترس دوستان و معلم و مدیر و معاون و مسئول پرورشی و بابای مدرسه و در خانوده از ترس چشم غره های پدر و قربون و صدقه های انسان فریب و به چاله انداز و تهدید گر مادر و ضرب شست های عموجون و ناله و نفرین های مادر بزرگ و عصای پدر بزرگ و چوب و چماق های بزرگان معزز با نام ها و عناوین مختلف و با تهدید و تطمیع و تزلیل ( راستی زلزله در سی سه بند بدن درانداختن معنی کنید ) و واویلا گفتن ها و دروغکی آسمان و ریسمان را در خطر دیدن و تو را نوکر بیگانه نامیدن و نظراتت را بنیاد برافکن دانستن و تازه کشف این که نادانسته و جاهلانه و احم...نه ، مزد بگیر اجنبی و کافر و مرتد و خداناشناس و تفرقه انداز و سبک سر و دهان بین و بی عقل ( و دیگر روم نمیشه بقیش و بگم و خودتون می دونید ، من سه نقطه می گذارم و شما هزاران تفسیر و حدیث از آن استخراج بفرمایید و بیشتر و سنگین تر و وزین تر از کل نوشته هایم بخوانید و در موردش بیندیشید و قد و قامتش را گل ببندید و براش متینگ و کنفرانس و همایش محلی و استانی و کشوری و خاورمیانه ای و آسیایی و جهانی و راستی جنگ جهانی نه نه اول و دوم سو مش. خدا عاقبت همه را به خیر کند .چه می گفتم؟؟؟ یادم رفته که چرا هنوز اون پرانتز را نبستم منظورم همان کمانکه . چه فرمودید ؟ می خواستم چه بگم ؟ اول بگید چرا اون پرانتز و نبستم ؟؟ اها یادم اومد . چون در دنیایی بس آزاد و پر از تنفس مصنوعی و بدون دستبند و میله و باتوم و توهین و تحقیر و تکفیر و تفکیر ( فکر کردن بخوانید ) زندگی می کنیم. ( یک تذکر آیین نامه ای به رسم مجلسیان معزز : خانم ها و جهان پهلوانان دقت فرمایند که اون جا نه دست بند طلا منظور است و نه میله هایی برای خم کردن . برید بی خیالش شید . برید جانم برید. آخیش چه هوایی . برو کنار بابا بذار باد بیاد.گفتم که برو دیگه. عمیق عمیق عمیق نفس بکش . خ خ خ خ دارم خ خ خف خفه می شم . اون پنجره را ببند گرد و غبار میاد خفه می شیم . من که گفتم اصلا از قدیم ندیما گفتن ریه و شش ایرانی مثل این که اصل نیست و تقلب داخلیه . شاید هم چینی باشه . آخه حیونکی زیاد به هوای صاف و ساده و صادق و صمیمی و کلی س و ص دیگر حساسیت حاد داره ما کجا و بی بند و بستنی کجا؟ چند بار بگم شکمو بستنی تو این هوای سرد بهاری داغونت می کنه اونم از اون نوعاش که از لب و لوچه ات آویزان میشه. بله قربان اونجا اصلا منظور بی بند و باری نیست . باور بفرمایید . اخه بی انصاف چرا فیلترم می کنی ؟من که چیزی نگفتم .بی بند و باری را هم حذف می کنم . باشه فیلترم نکن...
فیلتر که مال تراکتور مش رضا است چرا شما اینجا گذاشتید . از کجا عبور کنم . چکشی هم پیدا نمی شه این همه فیلترو بشکنم . نه نکن عزیزم چرا اون فیلتر و می شکونی چکش که مال خودت نیست ، فیلتر که مال خودته . آره . آره ساخت داخله . اصل ِاصل ِ. مگر نمی دونی با این فیلتر شکستن های تو چقد به صنعت خودرو سازی و تراکتور سازی و ماشین سازی و انترنت سازی و وبلاگ سازی و سایت بازی و جناح بازی و جان بازی بر سر این همه باند بازی ضربه می زنی . اون قت می گی که به خدا نوکر بیگانه نیستی . هستی دیگه . هستی . نمی تونی که اعتراف نکنی .
آفرین پسر خوب . اعتراف کن . ما که کاری بهت نداریم . فقط همین متن را حفظ کن و جلو اون دوربین قشنگ مثل بلبل بخوان ما هم برات ساز می زنیم و تو هم کمی بشکن بزن و بعدشم کلی با شادی و پاکی و مبارکی این قفس و واست باز می کنیم . البته منظورم همین پرانتزی است که هنوز نبستم . آره دیگه بخوان . ببین چقد راحته . راستی اگه این کارو هم بکنی عکستو تو تمام روزنامه های تمام رنگی چاپ می کنیم . اون روزنامه های پیر دونیا دیده نه مثل اون سوسول هایی که امروز میان و فردا گم و گور میشن. اونا محترم و با سابقه اند البته نه از اون سابقه ها . از اون سابقه های دیگرو می گم .میگن یکی هم هوس طلوع دوباره به سرش زده یه وبلاگ
درب و داغون راه انداخته . اخه نیم وجبی تو را چه به این کارا ؟؟؟!!! بذار کار تو رو تمام کنیم نوبت اونم می رسه . برای دست بوسی میریم خدمتشون . آره بابا جون . خوب راست وایسا . آفرین . حاضری دیگه . اهووووی اون کت و شلوار نو نوار اتو کشیده رو بیار ببینم برای شا دوماد . مبارررررررکه مبااااارکه . بادا بادا بادا ... انشائ ا... مبارک بادا . بگو دِ لعنتی . بگو نظراتمونو . دِ بگو خائن . دِ بگو دیگه و گرنه ... ترق
این دیگه چی بود ترکید . اهااای بچه چند بار بگم وقتی که تو انترنت غرق می شم شیطونی نکن . منو که زهره ترک نمودی . ترسیدم گفتم که خدای ناکرده مبادا کسی ،مسی یا چیزی چیز چیزشون شده باشه آخه خیلی چیز بود . چیزتر از چیز .
اهه می خواستم چی بگم .اصلا ولش. اگر فهمیدید منو هم خبر کنید .حلّه .حلّه .
د بگید دیگه ..... بنویسید دیگه ....
دوستان گرامی:
برای استفاده از این مطلب و دیگر مطالب وبلاگ خواهشمندیم نام و آدرس وبلاگ را در آغاز متنتان قرار دهید. و در پایان نیز همین مطلب را بیاورید و آن را حذف نفرمایید که دیگران نیز از شما عزیزان لینک خواهند گرفت.
با تشکر : وبلاگ طلوع دوباره
http://hamedbahramy.blogfa.com/
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : حامد بهرامی در ساعت 1:11